تبليغاتX
ماهی سوم

ماهی سوم

فلسفی, دینی,سیاسی,فرهنگی

تفاوت اخلاق سنتی با اخلاق مدرن نه فقط در جایگاه ها بل هم در سوژه ایست که در دو جایگاه متفاوت به کار می آیند. اولین فردی که به طور کاملا جدی اخلاق مسیحی را نقد کرد نیچه بود. پیش از وی تاملات پروژه روشنگری فقط در حوزه فلسفه و سیاست مانده بود. مهمترین کار فیلسوفانی چون کانت ایجاد توجیهاتی برای ادامه حیات اخلاق قدیم در فضای جدید بود. در واقع فلسفه مدرن به اخلاق بسان سوژه لایتغیری مینگریست که در فضای مدرنیته به تنفس خود ادامه میداد.

نیچه اما برای اولین بار وارونه به مساله نگریست و اخلاق را امری منبعث از جهان بینی مدرن خود تعریف کرد در این تعریف جدید البته وی تفاوتی عظیم بین اخلاق مورد پسند خود و اخلاق مسیحی میدید. اخلاق فروتن مسیحی به شدت نیچه را می آزرد وی که خود را در درجه اول سایکولوژیست میدانست به روح فروتن مسیحی نقب زد و آن را به سخره گرفت. تمام بدیهیاتی را که تا آن زمان محترم شمرده میشدند را به سیاق خود به زیر پتک فلسفه اش انداخت و شروع به فلسفیدن کرد

مساله سقراط و جن سقراطی که وی باز مطرح کرد و به ویژه تاویل دینی اش مورد نظر نیچه بود پیوند تنگاتنگی داشت با جهان مسیح وی البته صور جام شوکران خوردن و به صلیب کشیده شدن را همگون میدید و هر دو قهرمان را به نقد میکشید که چرا جامعه را آن چنان به مبارزه گرفته اند و شادمان از اینکه توسط جامعه مجازات میشوند. به سوی مرگ میروند. نیچه آشکارا از تصویر مسیحی که پس از خوردن یک سیلی روی دیگر صورت خود را جلو می آورد دلگیر بود

اخلاق سنتی و در راس آن اخلاق مسیحی با مفهوم رنج کشیدن همراه بود. انسان ما قبل مدرن حقیقت را مغزی میدانست که جز با رنج به دست نمی آید و از این رو بود که شکنجه برای شهادت راست گفتن انجام می شد و می شود. شکنجه قبل از دروغ گفتن و حتی قبل از دروغ گفتن اعمال می شد زیرا هیچ حقیقتی جز از راه رنج میسر نبود. تصویر انسان مدرنی که میکوشد شکنجه نکند تصویر همسان همان انسانی است که میکوشد برای اخلاقی زیستن کمتر رنج بکشد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 8:49  توسط علیرضا غلامحسینی  |